جعفر حميدى
128
تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )
را در دو جانب شرقى و غربى اين كشور ، بانى آن را مستحق عالمگيرى نام مىكند كه اعراب جاهليت به لقب ذو القرنين او را بنامند . » « 1 » حال اگر گوشهء يك ديوار به خليج پيچلى و گوشهء ديوار ديگر به رود غربى ختم شود ، با آيهء قرآن كه مىفرمايد : سد را بين دو كوه بنا كردند ، مغايرت دارد . در جايى ديگر كامبوزيا از وجود معادن آهن و مس در اطراف ديوار چين ياد كرده ولى از اينكه در ديوار ، آهن يا مس به كار رفته باشد سخنى به ميان نياورده است . واضح است كه ديوار شش هزار مترى چين ، همهاش از سنگ ساخته شده است ، در حالى كه قرآن مىفرمايد ، بوسيله گداختن تختههاى آهن و ذوب كردن آن ، سد را بين دو كوه بالا آوردند . پس در اينجا نيز تناقض مىبينم . و از همه مهمتر ، قرآن مجيد از ذو القرنين به عنوان يك خداشناس و موحد ياد كرده كه فقط به كمك و زحمت خداى متعال متكى بوده است ، و حتى به خواستاران سد گفته : « من به يارى خدا توانايى مالى دارم و شما فقط به وسيله بازوان خود به من كمك كنيد تا سد را بسازم . » آيا پادشاه چين ( تسنچى هوانگتى ) سازنده ديوار چين موحد بوده است يا نه ، استاد كامبوزيا از اين موضوع نيز سخنى نگفته است . آنچه مسلم است كوروش ، مذهب يكتاپرستى مزديسنا ، يعنى پرستش اهورا - مزدا خداى يگانه كه زردشت پيامبر ايرانى بنيانگذار آن بوده ، داشته است . كوروش مورد احترام يهوديان كه خود موحد و يگانهپرست بودند ، نمىتواند بتپرست يا مشرك باشد ؛ زيرا يهوديان كه منتظر منجى و نجاتدهنده خود بودند ، هيچگاه نمىخواستهاند فردى بتپرست يا مشرك ، اين مهم را به عهده گيرد . ابو الكلام آزاد ، دوران هفتگانهء خروج قوم يأجوج و مأجوج - كه از اجداد قوم مغول بودهاند - و دستاندازى آنها را به نواحى مختلف مختصرا ذكر كرده ، دورهء چهارم خروج آنها را در قرن ششم ق . م ، همزمان با سلطنت كوروش و دورهء پنجم را ، در قرن سوم ق . م ، همزمان با امپراطور « شين هوانگ هى » ياد كرده و گفته است : « شين هوانگ هى » ديوار بزرگ چين را از سال 264 ق . م شروع و به مدت ده سال به پايان رسانيد . قسمتهايى از آن نيز پس از مرگ وى پايان يافت . به طورى
--> ( 1 ) . امير توكل كامبوزيا . ذو القرنين يا تسنچى هوانگتى ( بزرگترين پادشاه چين ) به كوشش سنبله كامبوزيا ( تهران ، انتشار ، بىتا ) . ص 15